توسعه فردی

نسخه بهتری از خودتان در محل کار

بهبود همکاری، حل مسئله و شادی: چرا لینکدین در حال ایجاد یک برنامه ذهن آگاهی در سطح جهانی برای 10000 کارمند خود است

اسکات شوت ممکن است معاون عملیات مشتری در لینکدین باشد و تجربه مشتری را برای نزدیک به 500 میلیون نفر مدیریت کند، اما عنوان دوم او در این شرکت ممکن است حتی چشمگیرتر باشد: مدیر ارشد ذهن آگاهی. او چند سال گذشته را بر روی یک پروژه پرشور، ایجاد حرکت و ایجاد فضایی برای برنامه تمرکز حواس لینکدین گذرانده است، در حالی که بهترین شیوه‌ها را با رهبران ذهن‌آگاهی همفکر در مکان‌هایی مانند گوگل ، eBay و اینتل ارائه کرده است . هدف او یک هدف ساده است: اینکه همه را وادار به تمرین ذهن آگاهی کند. با او به گفت و گو نشستیم تا بفهمیم چه چیزی باعث این اشتیاق می شود:

Mindful: شگفت انگیز است که برنامه تمرکز حواس لینکدین تاکنون هزاران کارمند را تحت تأثیر قرار داده است. می توانید کمی در مورد نحوه شروع و رشد برنامه ذهن آگاهی به ما بگویید؟
اسکات : چند سال پیش داشتم با مردی ملاقات می‌کردم که برنامه سلامت و تندرستی جهانی ما را رهبری می‌کرد، و در پایان جلسه، وقتی دستور کار همیشگی‌مان تمام شد، گفتم: «آیا ما در اینجا با مدیتیشن کاری انجام می‌دهیم؟ ” او اشاره کرد که آنها در گذشته داشتند و سپس تقریباً به طور شهودی پرسیدند: “صبر کنید، می توانید کاری انجام دهید؟” با کمی تردید گفتم بله – و بعد به پشت میزم برگشتم و سه ماه هیچ کاری نکردم.

حواس پرت: فکر می کنی چه چیزی باعث شد مکث کنی؟
اسکات: من فقط به روش خودم بودم. من در مورد “بیرون آمدن” به عنوان یک مراقبه محتاط بودم. مطمئناً احساس می‌کردم که پذیرفته می‌شود، اما گفتگوی درونی من این سوال را مطرح می‌کند که آیا به عنوان یک رهبر در شرکت، این کار درستی است یا خیر. و بعد به این فکر کردم که آیا اصلاً اشکالی ندارد که آن را قبول کنم. چند ماه بعد، قرار ملاقاتی با معاون منابع انسانی در مورد چیز دیگری گذاشتم، و در پایان آن جلسه گفتم، هی، من به برگزاری یک کلاس مدیتیشن فکر می کنم. او نه تنها موافق بود، بلکه از من می خواست که به او گزارش بدهم که چطور پیش می رود – که به این معنی بود که من واقعاً مشتاق آن بودم. اما این چیزی بود که برای اینکه از قوز غلبه کنم نیاز داشتم.

من فقط به روش خودم بودم. من می ترسیدم به عنوان یک مراقبه “بیرون بیایم”.

حاذق: آیا در ابتدا افراد زیادی ظاهر شدند؟
اسکات: من یک کار هفتگی را بدون تبلیغات شروع کردم و اولین بار بود که فکر می کنم یک نفر ظاهر شد. حتما ترسیده بود چون دیگر برنگشت. سپس به آرامی به سه نفر در دفعه بعد، پنج نفر و دفعه بعد به هشت نفر افزایش یافت. اکنون من بیش از دو سال است که کلاس را رهبری می کنم و احتمالاً 700-1000 نفر مدیتیشن را تجربه کرده ایم. من تنها کسی نیستم که مدیتیشن را اجرا می کنم – ما در بیش از ده مکان مختلف در سراسر جهان کلاس داریم.

Mindful: و چگونه از یک “چیز هفتگی” به داشتن یک برنامه ذهن آگاهی کامل در لینکدین رسیدید؟
اسکات: حوالی نوامبر سال گذشته، لحظه ای را برای قدردانی از همه چیزهای خوب در لینکدین در نظر گرفتم: ما جلسات مدیتیشن عالی در سطح جهانی داریم، ما یک سری سخنران عالی با معلمان برتر تمرکز حواس داریم، ما یک برنامه یادگیری آنلاین خودمان را داریم. به نام «لحظه‌های ذهنی» با حدود سه ساعت محتوا، «فرد کوفمن» را داریمکه کتاب‌هایی درباره کسب‌وکار آگاهانه نوشته است، کلاس‌هایی را در اینجا تدریس می‌کند و بخشی از برنامه توسعه اجرایی ما است. ما همه این چیزهای عالی را داریم اما واقعاً برنامه ای نداشتیم – هیچ برنامه ذهن آگاهی وجود نداشت. بنابراین، دستم را بالا بردم، دقیقاً به همان روشی که چند سال پیش انجام دادم، و از همه افراد مناسب در شرکت پرسیدم: هی اشکالی ندارد اگر این کار را انجام دهم؟ و سپس من یک دسته از افراد همفکر دیگر را دور هم جمع کردم و یک بسته بندی پیرامون همه چیز ایجاد کردیم، و اکنون یک برنامه رسمی ذهن آگاهی داریم. ما هنوز در حال شکل گیری هستیم، اما اکنون زیرساخت هایی برای انجام کارهای جالب داریم.

حواس پرت: چگونه در ایجاد زیرساخت اقدام کردید؟ آیا از برنامه های تمرکز حواس در شرکت های دیگر الهام گرفته اید؟
اسکات: قطعا. ما می‌خواستیم یک برنامه ذهن‌آگاهی در سطح جهانی بسازیم، بنابراین شروع به تحقیق کردیم که چگونه به نظر می‌رسد. من هر کسی را که می توانستم در شرکت های دیگر این کار را انجام می داد، پیدا کنم. مقاله‌ای پیدا کردم که به این موضوع اشاره می‌کرد که اینتل به عنوان مثال، Awake را در اینتل رهبری می‌کرد، و آن را تعقیب کردم و تماس گرفتم تا بدانم آنها چه کار می‌کنند. ما در نهایت گروهی متشکل از هشت نفر را گرد هم آوردیم که همه تلاش‌های تمرکز حواس را در محل کار خود رهبری می‌کردند: Google، SAP، eBay، Genentech، Intel، Aetna و دیگران. ما همه را در نوامبر برای اولین بار به دو هدف گرد هم آوردیم: به اشتراک گذاشتن بهترین شیوه ها و راه اندازی جامعه ای از افراد همفکر. این پروژه اشتیاق ما است.

وقتی حواسمان باشد، نسخه های بسیار بهتری از خودمان هستیم. من فکر می کنم ما دلسوزتر هستیم، شنوندگان بهتری هستیم، هوش هیجانی ما بالا می رود، می توانیم روی چیزهای درست تمرکز کنیم – همه چیز بهتر می شود.

Mindful: اهداف شما برای این برنامه در لینکدین چیست؟
اسکات: اول، ما سعی می کنیم نسبت به همه چیزهای بزرگی که در حال حاضر داریم آگاهی ایجاد کنیم و به روشی آگاهانه تر و جامع تر در مورد آن فکر کنیم. این تشبیه کامل نیست، اما من به نوعی مانند قیف فروش فکر می‌کنم: حدود 10000 نفر در لینکدین وجود دارند و هدف نهایی این است که همه یک تمرین مادام‌العمر داشته باشند – اگر هر روز چیزی را تمرین کنند. احتمالاً این اتفاق نخواهد افتاد. اما اگر می‌توانید یک قیف را تصور کنید که در بالای آن 10000 کارمند لینکدین وجود دارد، بسیار عالی خواهد بود اگر بتوانیم 5000 نفر از آنها را یک بار مدیتیشن کنند، یا 1000 نفر از آنها را به یک کلاس بیاوریم، یا می‌توانیم 300 نفر از آنها را جذب کنیم. از آنها به یک کارگاه عمیق می آیند، و سپس شاید 100 نفر باشند که یک تمرین مادام العمر را توسعه دهند.

اگر آگاهانه به این موضوع فکر کنیم، می‌توانیم برای هر مرحله از آن قیف پیشنهاداتی در شرکت داشته باشیم. شاید این روش‌های آگاهی ساده برای مردم در همان ابتدا باشد، تا کارگاه‌های عمیق و فشرده تحت رهبری رهبر در پایان، تا مردم را از آگاهی به تمرین روزانه سوق دهد. ما هنوز همه اینها را در اختیار نداریم، اما استراتژی، چشم انداز و زیرساخت را ایجاد می کنیم تا وقتی انرژی برای آن وجود دارد، همه چیز منطقی باشد.

حواس پرت: و تصور می کنید اگر به برخی از این اهداف دست پیدا کنید، لینکدین چگونه خواهد بود.
اسکات: خوب، من فکر می کنم، اول از همه، ما خوشحال تر خواهیم بود. همکاری بهتر ، حل مشکل بهتر وجود خواهد داشت. من زیاد در مورد بهره وری صحبت نمی کنم، اما فکر می کنم بهره وری در واقع بالا می رود. من فکر می کنم شما در واقع نتیجه تجاری مثبتی خواهید داشت—بازده سرمایه گذاری عالی خواهید داشت. اما به طور کلی فکر می کنم مردم زندگی رضایت بخش تر و شادتری خواهند داشت.

وقتی تمرینی داریم، هر چه که برای شما به‌عنوان یک فرد به نظر می‌رسد، وقتی حواس‌مان باشد، نسخه‌های بسیار بهتری از خودمان هستیم. من فکر می کنم ما دلسوزتر هستیم، شنوندگان بهتری هستیم، هوش هیجانی ما بالا می رود، می توانیم روی چیزهای درست تمرکز کنیم – همه چیز بهتر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *